سفر به میانکاله

معرفی شبه جزیره میانکاله

میانکاله «منطقه حفاظت‌شده» است و هم‌اکنون با عناوین پناهگاه حیات وحش، تالاب بین‌المللی و ذخیره‌گاه طبیعی زیست‌کره تحت حفاظت محیط‌زیست قرار دارد. یکی از دلایل اهمیت میانکاله این است که در تمام سواحل جنوبی دریای خزر هیچ منطقه‌ای جز میانکاله وجود ندارد که محیط طبیعی آن در وضعیتی نسبتاً دست‌نخورده باقی‌مانده باشد. تمامی سواحل دیگر به‌طور گسترده با ساخت‌وسازهای انسانی همچون جاده، شهر و روستا و کارخانه‌ها دگرگون شده‌اند. اقلیم شبه جزیره، اقلیم شگفت انگیزی است، برخی جاها شبیه اقلیم‌های کویری و بیابانی است، بچه‌ها بعد از صرف نهار تا غروب خورشید روی تپه شنی‌ها بازی کردند.

زیر گنبد کبود

قصه سفر ما از شب سه‌شنبه در ایستگاه راه‌آهن تهران شروع شد.

بچه‌ها یکی پس از دیگری با پدر یا مادر، وارد ایستگاه می‌شدند و جمع هم‌سفرهای ما بزرگ و گرم‌تر می‌شد. چهره بچه‌ها را که نگاه می‌کردیم با صحنه‌های جالبی روبرو می‌شدیم، چهره‌هایی عبوس و خسته، چهره‌هایی خندان و شاد که به‌واسطه خاص بودن سفر رگه‌هایی از استرس هم نمایان بود. استرسی که با پرسیدن سؤال‌های متوالی به‌منظور آشنایی بیشتر با محیط بود این موضوع را ملموس می‌کرد.

بعضی از بچه‌ها که باهم آشنا بودند، سریع فضای ایستگاه قطار را تبدیل کردند به خیابان پرترافیک و با چمدان‌هایی که به ماشین تبدیل‌شده بود، بازی وانمودی خودشان را شروع کردند. ماشین‌های چمدانی توجه بچه‌های دیگر را جلب کرد و آن‌ها هم به جمع رانندگان پرشور ملحق شدند و کم‌کم فضای ایستگاه پر از فریاد رانندگانی شد که از هم راه می‌خواستند و به دنبال مسافر بودند. کودکان قبل از حرکت قطار با بازی وانمودی «خیابان پرتردد» دنیای تخیلی را متصور شدند که با توجه به خلاقیت و علایقشان آن را در ذهن ساخته بودند و با پذیرفتن نقش‌های اجتماعی چون راننده، کمک‌راننده، مسافر و عابر مهارت‌های اجتماعی را باهم تمرین می‌کردند.

نمایشگاه عکس پرنده ها

عکس پرنده‌هایی که قرار بود در روز پرنده‌نگری در منطقه ببینیم را پرینت گرفتیم تا نمایشگاهی در راهروی قطار راه بیندازیم. هدف از انجام این کار آشنایی بچه‌ها با مشخصات ظاهری پرنده‌ها و اسم آن‌ها بود تا راحت‌تر بتوانند پرنده‌ها را تشخیص دهند. شب‌هنگام شروع به چسباندن عکس پرنده‌هایی از جزیره زیبای میانکاله بر روی پنجره‌های راهرو قطار کردیم و نمایشگاه عکس پرنده راه‌اندازی شد، در کوپه‌ها رو می‌زدیم و بچه‌ها را به دیدن نمایشگاه قطاری دعوت کردیم. شور و شوقی در راهرو برپا شد و بچه‌ها با تعجب بیرون می‌آمدند و حتی آن‌هایی که تمایلی از خود نشان نمی‌دادند با صداهای پدران و مادران که همچون بچه‌ها چشمانشان برق می‌زد بیرون آمدند تا کشف کنند که منشأ این‌همه هیاهو کجاست.

قبل از شروع سفر اعلام کردیم که بچه‌ها دفترچه یادداشت و مداد همراهشان باشد تا تجربه یک پرنده‌نگر حرفه‌ای را داشته باشند. بسیاری از افراد علاقه‌مند به پرنده‌نگری به‌نوعی رکوردهای دیده شده‌ی خود را ثبت می‌کنند و درواقع از خاطرات دیداری خود یک کلکسیون جمع می‌کنند. به ثبت هرگونه پرنده در کلکسیون یک پرنده‌نگر در اصطلاح لایفر (lifer) گفته می‌شود.

از استاد پرویز بختیاری، یکی از فعالان پرنده‌نگری و مؤلف کتاب‌های پرنده‌نگری در ایران شنیده بودیم که در اروپا کودکان از 6 سالگی دوربین دوچشمی و دفترچه یادداشت از پدربزرگ و مادربزرگ خود هدیه می‌گیرند تا نام پرنده‌هایی که می‌بینند را یادداشت کنند تا شاید وقتی سالمند شدند به باشگاه نه هزارتایی‌ها راه پیدا کردند. در این باشگاه رقابت تنگاتنگی بین کسانی که در دنیا بیش از نه هزار پرنده را رکورد کردند، وجود دارد، آن‌قدر که تعداد طرفداران پرنده‌نگری با طرفداران فوتبال در آلمان و انگلیس برابری می‌کند!

پرهام کلاس اول دبستان بود، الف، ب، پ را از حروف الفبا می‌دانست، پرهام بدون اینکه باکسی در این خصوص صحبت کند دفترچه یادداشت کوچکش را برداشت و به ابتدای نمایشگاه عکس پرنده‌ها رفت و نام تمام پرندگان را با دقت نقاشی‌خط کرد، این کار زمان زیادی طول کشید.

بعد از دیدن رفتار پارسا، مدام در این فکر بودیم که او چگونه توانست کاری را که خودش به‌تنهایی تصمیم گرفته بود شروع کند و انصافاً برای سن و سالش کار سخت و پیچیده‌ای بود تا انتها به انجام برساند وقتی به پایان مسیر رسید تقریباً اکثر بچه‌ها خوابیده بودند اما او تا انتهای واگن پیش رفت و اسم همه پرنده‌ها را در دفترچه یادداشتش کوچکش نوشت. لذت دیدن دفتر پارسا حال سفر را رنگین کرده بود.

صبح شد و به ایستگاه راه‌آهن بهشهر رسیدیم و ازآنجا با مینی‌بوس به سمت اقامتگاه خانه اجدادی حرکت کردیم، اقامتگاه بوم‌گردی خانه اجدادی در روستای امیرآباد بهشهر در استان مازندران و در شبه جزیره میانکاله واقع شده است که قدمت آن به صدسال پیش بازمی‌گردد. این اقامتگاه به سبک خانه‌های شمال ایران با سقف شیروانی و دیوارهای کاه‌گلی ساخته‌شده است. این خانه بومی با حیاط بزرگ سنگ‌فرش، یک حوض کوچک آبی با آب نمای زیبا در وسط حیاط و یک چاه آب در گوشه حیاط که در همان بدو ورود برای بچه‌ها عجیب و اسرارآمیز بود بچه‌ها را به خود جذب کرد. آن‌ها چنان با شور و هیجان از ماشین پیاده شدند که گویی در حال پرواز به سمت قلعه سحرآمیز هستند.

تا همین اواخر پیش، دنیای کودکان اغلب سرشار از جنبش و تحرک و تجربه‌آموزی از طبیعت بود؛ دنیایی واقعی که طبیعت و نشانه‌های آن اعم از خاک، آب، باد، موجود زنده و درخت ملموس هستند و نه محدود در قاب تصویری مجازی که حتی امکان تجربه و کسب خاطره‌ای ماندگار و ساده همچون خاک‌بازی در آن محال و دست‌نیافتنی است. برای کودکان شهری جای خالی بسیاری از بازی‌ها و شیطنت‌های کودکانه خالی‌ست. کودکان امروز در مواجهه با طبیعت بیشتر غریب و بیگانه جلوه می‌کنند تا دوست و همراه! مرز غریبگی کودکان با طبیعت تا آن حد است که دیگر کمتر کودکی را می‌توان در حال خاک‌بازی، آب‌بازی، شن‌بازی، گرفتن پروانه، تعقیب مورچه‌ها و زنبورها یا حتی هنگام بالا رفتن از یک درخت غافلگیر کرد. کودکان خاموش و غرق دنیای مدرن که بازی‌های کامپیوتری تمام وقت آن‌ها را پرکرده، فرزندان همان نسلی هستند که بازی را در قلب طبیعت و با شور و هیاهوی زیاد می‌شناخت. بزرگ‌سالان امروز یا همان کودکان دیروز که برای غذا پختن در فضای باز، تاب‌بازی بر شاخه یک درخت، گرفتن قورباغه، چادر زدن در فضای باز، سبزی‌کاری، وارد شدن به لانه مرغ و خروس‌ها، سوارشدن بر حیوانات چهارپا، آب‌بازی، پیدا کردن لانه گنجشک و زاغی ساعت‌ها وقت صرف می‌کردند و هزار و یک تدبیر کودکانه برای بازی داشتند، اما امروزه کودکان بازی را در فضای مجازی به هر تفریح دیگری ترجیح می‌دهند. واقعیت غیرقابل‌انکار این است که فرزندان ما هم‌اکنون نه‌تنها محیط‌زیستی شکننده و آسیب‌پذیر را به ارث برده‌اند، بلکه حتی اغلب به‌اندازه‌ای در دنیای مجازی گرفتارشده‌اند که اهمیت شناخت و حفاظت از محیط‌زیست برای آن‌ها مفهومی ندارد.

حرکت کردیم به سمت تالاب میانکاله و آغاز ارتباط نزدیک بچه‌ها با طبیعت. معجزه می‌کنند بچه‌ها در طبیعت؛ خالص، بی‌واسطه و عمیق؛ بعد از صحبت‌های لیدر محلی به سمت دیگری از منطقه رفتیم تا بتوانیم در سکوت پرنده‌نگری کنیم و پرنده‌های بیشتری را ببینیم. از ماشین پیاده شدیم و لیدرها تلسکوپ را برپا کردند. به بچه‌ها عکس‌های پرینت شده رو با روبان دادیم تا به گردنشان بیندازند و به آن‌ها گفتیم که باید پرنده‌ای که انتخاب کردند را زودتر با تلسکوپ یا دوربین دوچشمی پیدا کنند. آن‌ها از ما در مورد امکان دیدن آن پرنده می‌پرسیدند. ما توضیح دادیم که بعضی پرنده‌ها مهاجرند و بعضی دیگر بومی منطقه‌اند، پاییز فصل مهاجرت پرنده‌ها از عرض‌های جغرافیایی بالاتر مثل سیبری به سمت عرض‌های جغرافیایی پایین‌تر مثل ایران است و احتمال دیدن خیلی از پرنده‌ها توی پاییز وجود دارد، آن‌ها مهمان ما هستند و هوا که سردتر شود کم‌کم می‌روند به آفریقا.

کنار ساحل بچه‌ها مشغول بازی با صدف‌ها و شن و ماسه‌های ساحل شدند. تالاب میانکاله پر بود از فلامینگو، بچه‌ها می‌توانستند از طریق تلسکوپ فلامینگوها رو از فاصله دور ببینند، اولش نگاه کردن توی دوربین برای بچه‌ها سخت بود، اما بعد راه افتادند و دیگر از پشت چشمی تلسکوپ تکان نمی‌خوردند. حدود 15 رکورد پرنده ثبت شد.

بعضی‌ها با دوربین پرنده‌ها رو می‌دیدند. نیکتا به‌واسطه مشاهده گری، زیباترین پرها رو پیدا می‌کرد، بهتر است بگوییم زیباترین چیزها را در طبیعت پیدا می‌کرد و توجه همه را به خود جلب می‌کرد. او یک پر صورتی فلامینگو بسیار زیبا پیدا کرد و دوان‌دوان به سمت ما آمد و پرسشگرانه و با هیجان پرسید؟ « این پر چه پرنده‌ایه؟» و حدس خودش پر فلامینگو بود. وقتی جواب سؤالش که پر فلامینگو بود را شنید با حس رضایت و اطمینان عجیبی به پر نگاه کرد و به اولین نفری که از او درخواست کرد تا پر را ببیند پر را بدون معطلی تحویل داد انگار در ذهنش نقشه کشف جدید و ارزشمندی را می‌پروراند.

نیکتا تابه‌حال فلامینگو را از نزدیک ندیده بود ولی شب گذشته هنگام دیدن تصویر فلامینگو در نمایشگاه قطاری رنگ و ظاهر او را به‌خوبی به ذهن سپرده بود. پری سفید با هاله‌ای صورتی در انتها.

صبح روز دوم: جنگل پیمایی

طبق برنامه‌ریزی انجام‌شده، قرار بود روز دوم به سمت جنگل‌های عباس‌آباد حرکت کنیم و بچه‌ها تجربه ناب جنگل پیمایی را داشته باشند.

می‌دانستیم که باید کودک را ترغيب کنیم به تماشاگری، حس کردن، بوييدن، شنيدن و آزمودن طعم و مزه ميوه‌ها و گل‌های خوراکی؛ اين ماجراجويی احساسی را با پرورش کودک براي رشد يک تيزهوشي خوب برای صداهای طبيعت- پرندگان، حشرات تقویت می‌کند ازاین‌رو قرار شد بچه‌ها بلوط جمع کنند تا ارتباط بهتری با عناصر طبیعی برقرار کنند، بچه‌ها تشویق کردیم به سکوت در جنگل تا بتوانند سنجاب‌ها بالای درختان بلوط را ببینند.

آرام‌آرام راه می‌رفتیم و باهم از طبیعت و تخریب انسان صحبت کردیم. از آتش‌سوزی، چرای بی‌رویه دام، عملیات عمرانی، زنده‌گیری و قاچاق سنجاب، حیات گیاهی و جانوری جنگل‌های بلوط و فعالیت‌هایی که طبیعت را تهدید می‌کند. از سنجاب گفتیم که یک حیوان خانگی نیست. منطقه وسیعی از جنگل‌های ارزشمند بلوط، به‌واسطه بلوط‌های مخفی‌شده در خاک توسط سنجاب‌ها برای زمستان گذرانی تکثیر شده است و اینکه سنجاب ایرانی در لیست سرخ سازمان جهانی حفاظت از طبیعت به‌عنوان گونه درخطر انقراض قرار دارد.

فعالیت‌های جنگل : برپایی آتش و درست کردن کومه

تو جنگل بچه‌ها فعالیت‌های متنوعی انجام دادند و درس‌های زیادی یاد گرفتند. فعالیت‌هایی شامل ساختن کومه با چوب‌های خشک، درست کردن آتش با سنگ چخماق، تجربه مزه کردن میوه‌های جنگلی مثل تمشک و گلابی و ازگیل و چیدن آن‌ها ازجمله این فعالیت‌ها بود.